تبلیغات
ღஞ فرشته ی تنها ஞღ - وصیتنامه شهید
به نام خدا
پاسدار اسلام شهید قنبر نیا فرزند مهدی متولد 1342 در آبادان در خانواده مذهبی ومتدین چشم به جهان گشودند.سوم دبیرستان بودندکه به خاطر دفاع از میهن اسلامی ومملکت

 خود،عازم جبهه حق علیه باطل شدند،او فردی روشنفکر و کاملا مذهبی بودندبه دیگران محبت داشتند باهمه خوش برخوردبودند ایشان در عملیات بیت المقدس به درجه شهادت نائل شدند.


  (  روحش شاد)



وصیت نامه شهید قنبرنیا

بسم الرحمن الرحیم

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

مپنداریدآنانکه در راه خدا کشته شده اند مردگانند بلکه آنان زنده اند ونزدپروردگارشان روزی میبرند.

باسلام ودرود برمنجی عالم بشریت وامید مستضعفان و مظلومان و پرچمدارحق وحقیقت حضرت مهدی (عج ) 

و نایب برحقش امام خمینی بت شکن و سلام و درود برتمام شهداء از صدر اسلام تا انقلاب اسلامی ایران،

عزیزان قدر شناس باشید و بدانید که هدف امام خمینی زنده نگهداشتن اسلام ناب محمدی است قدر این

نعمت بزرگ را بدانید، و پیرو خط او باشید،به دشمنان هیچوقت اجازه دخالت در کشور ندهید

واز جاده اصلی خودتان منحرف نشوید وصبر پیشه کنید که (ان الله مع الصابرین ) خداوند با صبر کنندگان است

از خدا کمک بخواهید تا شما را یاری کند .خود را بهتر بشناسید .بفرموده

مولایمان علی (ع )هر کس که خود را شناخت خدای خویش را میشناسد.

آری اول و آخر خود را خوب برانداز کن از چه ساخته شده ای ..........

باید خود را آنقدر بشناسیم تا بتوانیم از دنیای مادی چشم بپوشیم و در راه خدا قدم بگذاریم .

این جان ناقابلم را در راه خدا میدهم شاید این هدیه کوجکی باشد تا خدا از من راضی شود

ودر محضر خدای بزرگ و در جواب سئوال اینکه عمر و جوانیت را در چه راهی گذراندی؟

پاسخی داشته باشم و خداوند از من راضی باشد.

از خداوند بزرگ ومهربان برای همه ی شما آرزوی رستگاری می کنم

به امید پیروزی حق بر باطل

هنگام تشیع جنازه ام برای آرامش روحم فقط تلاوت قرآن بگذارید وشعارندهید

اگر کسی از من رنجیده بخاطر خدا مرا ببخشد

به مادرم بگوئید برایم گریه وزاری نکند ، همدیگر را باز  ملاقات خواهیم کرد.

به خواهرم بگوئید به راهم ادامه بدهد و قرآن بخواند که بهترین راهنما است ،

ومن .....التوفیق

خاطره ای از شهید

یادش بخیراون روزهای که بچه بودیم ودرکنارهم

وباصمیمیت وصفابسرمیبردیم هردومون عاشق 

همدیگر بودیم شب که میشدمثل دوتا کبوتر درکنارهم میخوابیدیم چون تازه بابامونو ازدست داده بودیم

میخواست احساس تنهایی نکنم شبها برام قصه تعریف میکردتامن خوابم ببره بعد خودش خواب میرفت

یک شب که فکرمیکردمن دیگه خوابم برده آروم سرجاش بلندشددیدم به طرف سجاده رفت وشروع کرد

باخدارازونیازکردن ازخدابرای تمام کارهاش کمک میخواست چه حرفای قشنگی باخدای خودش میزد

من هم درکودکی عاشق خدای خودم شدم چه خدای خوبی کسی راکه دوست داشته باشه

توخواب ناز هم که باشه بیدارش میکنه برای رازونیازباخودش  بالشتم ازاشکام خیس شدامابازم خودمو

بخواب زدم صبح میشد.تنهاچیزی که توصورتش میدیدم خنده وشادی  بودمن ودوستانش

ازاخلاقش لذت میبردیم تومدرسه شاگردممتازبودباهمین اخلاق خوبش آخرش خداوندانتخابش کرد

ودر(عملیات بیت المقدس )به درجه شهادت رسید  روحش شاد  و روح تمام شهدای که درراه خدا ومیهن به درجه

شهادت رسیدند شادباد ( انشاء الله بتوانیم ایمان واستقامت آنان ورسالت سنگینی که به دوش مان

گذاشتندبه نحو احسن انجام بدیم  ومن ا...التوفیق)


خوشا آنان که باعزت زگیتی

بساط خویش رابرچیدندورفتند

زکالا های این آشفته بازار

شهادت راپسندیدندورفتند



 



تاریخ : شنبه 3 تیر 1391 | 01:52 ب.ظ | نویسنده : صبا | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.